محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4513
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شيبان گفت : « اى امير مؤمنان كار معاش بر تو سخت شده چه شود اگر به جاى ديگر روى . » گويد : شيبان چنان كرد و سوى شهر زور رفت ، از سرزمين موصل ، اما يارانش اين را نپسنديدند و كارشان به اختلاف كشيد . بعضيها گفتهاند : وقتى شيبان كار خوارج را عهده كرد با ياران خويش سوى موصل رفت ، مروان از پى او رفت و هر كجا فرود مىآمد ، او نيز فرود مىآمد . يك ماه با مروان نبرد كرد ، آنگاه شيبان هزيمت شد و به سرزمين فارس پيوست . مروان ، عامر بن ضباره را از پى وى فرستاد كه تا جزيرهء ابن كاوان برفت . شيبان با همراهان خويش سوى عمان رفت و جلندى بن مسعود بن جيفر بن جلندى ازدى او را بكشت . در اين سال ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس به ابو مسلم كه از خراسان به آهنگ وى آمده بود و تا قومس رسيده بود دستور داد كه به خراسان به نزد شيعيان وى بازگردد و دستورشان داد كه دعوت را نمايان كنند و رنگ سياه را شعار خويش كنند . سخن از خبر ابو مسلم كه به آهنگ ديدار ابراهيم محمد تا قومس رسيد و محمد او را به خراسان پس فرستاد و گفت دعوت را نمايان كند على بن محمد به نقل از مشايخ خويش گويد : ابو مسلم پيوسته به خراسان رفت و آمد داشت تا وقتى كه آنجا تعصب قبايلى رخ داد و چون كار آشفته شد ، سليمان بن كثير به ابو سلمهء خلال نوشت و خواست كه به ابراهيم بنويسد و از او بخواهد كه يكى از خاندان خويش را بفرستد . گويد : ابو سلمه به ابراهيم نوشت و او ابو مسلم را فرستاد و چون سال صد و -